به طور کلی در تعریف عطر میتوان گفت که عطر مجموعه ای از مواد خوشبو کننده بعلاوه یک حلال مناسب است اجزای اصلی یک عطر ا ۱- حلال یا حامل ۲- مواد تثبیت کننده ۳- عناصر خوشبو تشکیل میدهند .
رحاملهایاحلال ها: از حلالهای جدید و پرکار امروزی برای نگهداری مواد معطر مخلوط اتیل الکل بسیار خالص به همراه مقدار کم یا زیاد آب است . میزان آب بر طبق انحلال پذیری روغنهای مورد استفاده تعیین میشود . حلال مذکور بدلیل فراریت بالایی که دارد پخش بویی را که حمل میکند آسان میسازد و ضمن آنکه تاثیر سوئی هم بر پوست و همچنین واکنش خاصی با مواد حل شونده ندارد . اما قبل از هر چیز باید بوی الکل از بین برود که برای اینکار از مواد برطرف کننده بو یا پیش تثبیت کننده استفاده میشود از موادی که چنین کاری را انجام میدهند میتوان به صمغ بنزویین و یا دیگر تثبیت کننده های رزینی اشاره کرد که این مواد به الکل اضافه میشوند و بعد از مدت یک یا دو هفته الکل تقریبا بی بو بدست می آید ، بوی خام طبیعی آن با رزین خنثی میشود . تثبیت کننده ها : به طور کلی در یک محلول حاوی مواد معطر و فرار ، جزئی که فراریت بالاتری دارد اول تبخیر میشود ، و از آنجایی که مجموعه مواد مختلف ایجاد بوی معطر میکنند باید بر این اشکال غلبه کرد برای همین از یک تثبیت کننده استفاده میکنند ، ماده ایکه فراریت پایین تر از روغنهای عطری دارند و سرعت تبخیر اجزای تشکیل دهنده و معطر را کند و یکسان میکنند . از انواع تثبیت کننده ها میتوان به ۱- ترشحات حیوانی نظیر مشک و عنبر و … ۲- محصولات رزینی که بر اثر آسیب دیدگی و یا بطور طبیعی از گیاهان خاصی ترشح میشوند مانند:بنزویین و صمغ یا ترپنها ۳-روغنهای اسانسی که هم بوی خوش و هم نقطه جوش بالاتر از حد متعارف {۲۸۵-۲۹۰درجه سلسیوس}دارند مانند مرموک و صندل و ….۴-مواد تثبیت کننده سنتزی : برخی از استرهای نسبتا بی بو با نقطه جوش بالا مانند گیسریل دی استات نقطه جوش ۲۵۹درجه سلسیوس و اتیل فتالات با نقطه جوش ۲۹۵ درجه بنزیل بنزوات با نقطه جوش ۳۲۳ درجه سلسیوس و همچنین مواد که بوی خاصی دارند و پس از اضافه شدن به مجموعه مواد معطر بوی خود را منتقل میکنند مانند : آمیل بنزوات ، استوفنون، استرهای الکلی سینامیک ، استر های اسیدی سینامیک و….
نوشته شده در
1387/6/21توسط
|
نظر (1)
/blog_content?>
نقاط کوانتومی ــ یا نانوکریستالها ــ در دستة نیمهرساناها جای میگیرند. نیمهرساناها اساس صنایع الکترونیک جدید هستند و در ابزارهایی مانند دیودهای نوری و رایانههای خانگی به کار گرفته میشوند. اهمیت نیمهرساناها در این است که رسانایی الکتریکی این مواد را میتوان با محرکهای خارجی مانند میدان الکتریکی یا تابش نور تغییر داد، تا حدی که از نارسانا به رسانا تبدیل شوند و مانند یک کلید عمل کنند. این خاصیت، نیمهرساناها را به یکی از اجزای حیاتی انواع مدارهای الکتریکی و ابزارهای نوری تبدیل کرده است.نقاط کوانتومی، به خاطر کوچک بودنشان، دستة منحصربهفردی از نیمهرساناها به شمار میروند. پهنای آنها، بین ۲ تا ۱۰ نانومتر، یعنی معادل کنار هم قرار گرفتن ۱۰ تا ۵۰ اتم است. در این ابعاد کوچک، مواد رفتار متفاوتی دارند و این رفتار متفاوت قابلیتهای بیسابقهای در کاربردهای علمی و فنی به نقاط کوانتومی میبخشد. کارآیی نقاط کوانتومی به خاطر قابل تنظیم بودن طول موجی است که بیشترین شدت نور را تابش میکند. وقتی نقاط کوانتومی را با محرک نور ماورای بنفش وادار به تابش کنیم، این طول موج، رنگ نقاط کوانتومی را مشخص میکند (شکل). مقدار این طول موج به جنس و اندازة نقاط کوانتومی بسیار حساس است و روشهای جدید در فناوری نانو، به تولیدکنندگان آنها توانایی زیادی در کنترل دقیق این طول موج بخشیده است. این خاصیت مهم نقاط کوانتومی، فقط با مکانیک کوانتومی قابل توصیف است که در ادامه به آن اشاره میکنیم.الکترونها در مواد نیمهرسانا ــ در اندازههای بسیار بزرگتر از ۱۰ نانومتر ــ بازة مشخصی از انرژی را دارند. وقتی یک الکترون انرژی متفاوتی از الکترون دیگر دارد، گفته میشود که در یک تراز انرژی متفاوت قرار دارد. خاصیت ذاتی الکترونها باعث میشود که بیش از دو الکترون نتوانند در یک تراز انرژی قرار بگیرند. در یک تودة بزرگ از مادة نیمهرسانا، ترازهای انرژی بسیار نزدیک هم هستند؛ آنقدر نزدیک که به صورت یک بازة پیوسته توصیف می شوند، یعنی تفاوت انرژی دو تراز مجاور در حدّ صفر است.خاصیت دیگر موادّ نیمهرسانا این است که درون بازة پیوستة انرژیهایش یک گپ (شکاف، فاصله) وجود دارد، یعنی الکترونها مجاز به داشتن انرژی در این گپ نیستند. الکترونهایی که ترازهای پایین گپ را اشغال میکنند «الکترونهای ظرفیت در باند ظرفیت» و الکترونهای ترازهای بالای گپ «الکترونهای رسانش در باند رسانش» نامیده میشوند.در مواد نیمهرسانا به حالت تودهای، درصد بسیار کمی از الکترونها در نوار رسانش قرار میگیرند و بیشتر الکترونها در نوار ظرفیت قرار میگیرند، به طوری که آنها را تقریباً پر میکنند.

نوشته شده در
1387/6/21توسط
|
نظر دهيد
/blog_content?>
آمیتراز (میتاک )گروه شیمیایی :دی أمیدینویژگیهای فیزیکی و شیمیایی : این سم خاصیت خورندگی ندارد و نسبت به گرما مقاوم است . به نظر میرسد که اشعه ماورا بنفش , تاثیر اندکی بر پایداری ان داشته باشد در صورتی که امیتراز به مدت طولانی درشرایط مرطوب نگهداری شود به أرامی تجزیه خواهد شد .ماندگاری در محیط زیست :امیتراز در خاک داری تهویه مناسب به سرعت تجزیه می شود . نیمه عمر ان یعنی مدت زمانی که طول می کشد تا ماده تجزیه شود و غلظت ان به نصف غلظت اولیه برسد کمتر از یک روز است. تجزیه در خاکهای اسیدی سریعتراز خاکهای قلیایی و یا خنثی صورت می گیرد .سمیت: LD۵۰= ۶۰۰-۸۰۰ mg/kg امیتراز برای زنبور عسل تقریبا بی ضرر است .موراد مصرف : امیتراز یک حشره کش و کنه کش است که برای کنترل کنه قرمز تار عنکبوتی , مینوز برگ و سپرداران به کارمیرود . این سم در پنبه علیه کرم غوزه پنبه , مگس سفید و کرمهای برگ خوار و در حیوانات برای کنترل ساس ,کنه ,شپش و دیگر افات حیوانی به کار برده می شود.پادزهر: امیتراز پادزهر اختصاصی ندارد .دلتا مترین ( دسیس )گروه شیمیایی : پایر تروئیدویژگیهای فیزیکی و شیمیایی : اگر دلتا مترین در دمای ۴۰درجه سانتیگراد نگهداری شود تا شش مته تجزیه نخواهد شد . در برابر هوا و نور خورشید مقاوم است . در فلزات خاصیت خورندگی ندارد . در محیط های اسیدی بسیار مقاومتر از محیط های قلیایی است.ماندگاری در محیط زیست :در خاک یک تادو هفته تجزیه می شود . بقایای دلتامترین حدودا ۱۰ روزپس از استفاده از روی گیاه مشاهده نمی شود . این سم خاصیت گیاه سوزی روی محصولات ندارد.سمیت:LD۵۰=۱۳۵-۵۰۰۰mg/kg دلتا مترین برای زنبورهای عسل سمی میباشد.

نوشته شده در
1387/6/21توسط
|
نظر دهيد
/blog_content?>
بور و هایزنبرگ دو فیزیکدان برجسته قرن بیستم، در سپتامبر ۱۹۴۱ درست در بحبوحه جنگ جهانى دوم ملاقاتى داشتند که به یکى از بحث انگیزترین رویدادهاى تاریخ علم بدل شده است. اهمیت آن دیدار به دلیل حرف هایى است که این دو دانشمند از انرژى هسته اى و همین طور سلاح هسته اى زده اند. سال ها بعد از آن ملاقات و بعد از جنگ، فیزیکدانان دیگر و مورخین علم ادعاهاى عجیبى در مورد آن ملاقات مطرح کردند. حرف هایى از این دست که هایزنبرگ قصد داشته از بور اطلاعات بگیرد، یا اینکه بور اطلاعات هایزنبرگ را در اختیار آمریکایى ها قرار داده است. این مقاله سعى دارد ضمن بررسى این ملاقات نگاهى به رویدادهاى آن سال ها و چگونگى ساخته شدن سلاح هسته اى بیندازد.
ورنر هایزنبرگ فیزیکدان آلمانى و برنده نوبل فیزیک یکى از برجسته ترین فیزیکدانان قرن بیستم است و نیلز بور دانمارکى که او نیز برنده نوبل فیزیک شد از شاگرد آلمانى اش مشهورتر است. سابقه آشنایى این دو فیزیکدان به سال هاى دهه ۲۰ و هنگام شکل گیرى مکانیک کوانتومى بازمى گردد. هایزنبرگ پس از پایان دوران دکترا در آلمان به دانمارک رفت تا در موسسه اى در کپنهاگ دستیار بور شود. در آن سال ها کپنهاگ به مرکز فیزیک مدرن تبدیل شد و دانشمندان زیادى در آنجا گرد آمدند تا مکانیک کوانتومى را کامل کنند. نام هاى بزرگى چون ماکس بورن، ولفگانگ پاولى، پل دیراک و… به آن موسسه رفت و آمد داشتند اما در راس آنها بور و هایزنبرگ قرار داشتند. هایزنبرگ جوان خیلى زود به نتایج خوبى رسید و فرمول بندى ماتریسى خود از مکانیک کوانتومى را ارائه داد و همچنین اصل عدم قطعیت خود را مطرح کرد. بعد از این سال ها هایزنبرگ به آلمان بازگشت و در دانشگاه لایپزیگ مشغول تدریس شد و بور نیز در کپنهاگ ماند. پس از آن نیز هایزنبرگ به دانشگاه برلین رفت. همزمان با آن قدرت نازى ها در آلمان شدت مى یافت. موج مهاجرت دانشمندان و فیزیکدانان همکار هایزنبرگ شروع شده بود، خیلى هایشان به دلیل ترس از یهودى بودن آلمان را ترک مى کردند. اما هایزنبرگ کشورش را ترک نکرد. او شخصیتى احساساتى داشت و با وجود مخالفت با سیاست هاى رایش سوم، حس وطن پرستى اش اجازه مهاجرت را به او نمى داد. شروع دوران جدید براى او به معنى سازش بود: «در آغاز هر درس انسان ناچار بود دستش را بلند کند و سلام نازى بدهد. اما آیا من حتى پیش از به قدرت رسیدن هیتلر دستم را بلند نمى کردم

هایزنبرگ شاگرد ممتاز
نوشته شده در
1387/6/21توسط
|
نظر دهيد
/blog_content?>
تاریخچه
لیتیم را (واژه یونانی lithos به معنی سنگ) ، “Johann Arfvedson” در سال ۱۸۱۷ کشف کرد. “Arfvedson” این عنصر جدید را هنگامیکه در سوئد مشغول تجزیه و تحلیل بود، با مواد معدنی اسپادومین و لپدولیت دریک کانی پتالیت کشف نمود. “Christian Gmelin” در سال ۱۸۱۸ ، اولین کسی بود که شاهد قرمزرنگ شدن نمک لیتیم در شعله آتش بود. اما هر دوی این افراد ، در جداسازی این عنصر از نمکش ناکام ماندند.این عنصر را برای اولین بار “W.T. Brande” و “Humphrey Davy” با استفاده از الکترولیز اکسید لیتیم جدا کردند. تولید تجاری فلز لیتیم در سال ۱۹۲۳ بوسیله شرکت آلمانی Metallgesellschaft AG و با استفاده از الکترولیز کلرید لیتیم و کلرید پتاسیم مذاب محقق گشت. ظاهرا” نام لیتیم به این علت انتخاب شد که این عنصر در یک ماده معدنی کشف شد، در حالیکه سایر فلزات قلیایی اولین بار در بافتهای گیاهی دیده شدهاند.
اطلاعات کلی
لیتیم ، عنصر شیمیایی است، با نشان Li و عدد اتمی ۳ که در جدول تناوبی به همراه فلزات قلیایی در گروه ۱ قرار دارد. این عنصر در حالت خالص ، فلزی نرم و به رنگ سفید خاکستری میباشد که بهسرعت در معرض آب و هوا اکسید شده ، کدر میگردد. لیتیم ، سبکترین عنصر جامد بوده ، عمدتا” در آلیاژهای انتقال حرارت ، در باطریها بکار رفته ، در بعضی از تثبیتکنندههای حالت mood stabilizers مورد استفاده قرار میگیرد.

نوشته شده در
1387/6/21توسط
|
نظر دهيد
/blog_content?>
کلوییدها - نانوذرات قدیمی
یک روش خوب برای درک مفاهیم نانویی، مطالعهی نقاط شروع این فناوری در دنیای علم است. در قرن بیستم، به دنبال کشف قابلیتهای گستردهی مولکولها در ساختن مواد جدید، دانشهای مرتبط با ذرات ریز توسعه یافتند. یکی از این یافتهها که امروزه توسعهی چشمگیری پیدا کرده، کلویید و انواع مختلف آن است. کلویید چیست؟
اگر در یک لولهی آزمایش تا یکسوم گنجایش آن الکل معمولی بریزیم و به آن نصف قاشق چایخوری گَرد گوگرد اضافه کنیم و سپس مخلوط حاصل را بهملایمت داخل یک بِشِر آب داغ گرما بدهیم و هم بزنیم، میبینیم که گوگرد در الکل حل میشود. اما اگر چنین محلولی را در یک ظرف سرد خالی کنیم، میبینیم که پدیدهی دیگری به وجود میآید. در مخلوط جدید، گوگرد به صورت ذرات ریزی درمیآید و هر ذره با آنکه خیلی ریز است، از صدها و گاه هزاران اتم تشکیل شده است. این ذرات را «کلویید» مینامند.
کلویید چگونه کشف شد؟
در سال ۱۸۶۱، توماس گراهام، عبور موادّ مختلف را از درون غشای تراوا آزمایش کرد. او دریافت که گروهی از اجسام بهآسانی از درون غشا عبور میکنند و گروه دیگر به هیچ وجه از آن نمیگذرند. این دانشمند، اجسام گروه اول را کریستالوئید (شبه بلور) وگروه دوم را کلویید (شبه چسب) نامید.
نوشته شده در
1387/6/21توسط
|
نظر دهيد
/blog_content?>
گاز طبیعی متراکم یا (Compressed Natural Gas) CNG سوختی با مزیت های اقتصادی فراوان و جایگزین خوبی برای بنزین و حتی گازوییل است.
کارخانه های خودروسازی داخلی به زودی کلیه خودروهای خود را به صورت دوگانه سوز (Bi-fuel) تولید و عرضه خواهند کرد، یعنی تولید خودروهایی که قادرند با هر یک از سوخت های CNG یا بنزین حرکت کنند. از آنجا که در آغاز راه رسیدن به این هدف قرار داریم طبیعی است که سؤالات فراوانی درباره این سوخت وجود داشته باشد. در این یادداشت سعی شده به اختصار به شماری از این پرسش ها پاسخ داده شود.
چه تفاوتی میان LPG و CNG وجود دارد؟بخش عمده ترکیبات شیمیایی CNG را گاز متان تشکیل می دهد، در صورتی که گاز LPG مخلوطی از پروپان، بوتان و اندکی ترکیبات دیگر است. CNG از متراکم کردن گاز طبیعی به دست می آید، اما LPG محصول تقطیر و پالایش نفت خام در پالایشگاه ها است.
متان حتی تحت فشارهای بالا نیز به صورت گاز باقی می ماند، بنابراین CNG با وجود فشار psi 3600 هنوز حالت گاز دارد. البته گاز طبیعی را می توان در تأسیسات خاصی و با پایین آوردن دما تا حد۱۶۰ درجه سانتیگراد تبدیل به مایع کرد که آن را LNG می نامیم.

نوشته شده در
1387/6/21توسط
|
نظر دهيد
/blog_content?>
هنگامی که شما به تصاویر حیرت انگیز هابل و یا مریخ نوردها نگاه می کنید، همواره در شگفت خواهید ماند که : ایا انچه با چشمانتان می بینید واقعا وجود دارند؟ متاسفانه جواب شما احتمالا منفی است. در برخی از حالات، مانند مریخ نورد ها، دانشمندان تلاش می کنند انها را در “رنگهای واقعی” تنظیم می کنند، اما اکثرا، رنگها طوری انتخاب می شوند که گویایی علمی زیادی داشته باشند. اینجا خواهیم گفت که چگونه دانشمندان ابزار الات شگفت انگیز خود را تنظیم می کنند و بین رنگها واقعی و کاذب تفاوت قایل می شوند.
سوال:حقیقی یا کاذب: هنگامی که ما به تصاویر پر زرق و برق تلسکوپ فضایی هابل و یا تصاویر پانورامای گیج کننده مریخ نوردها نگاه می کنیم، ایا این تصاویر نشان می دهند که اگر انسان با چشمان خود به آن نظاره کند آنها را به همین صورت خواهد دید؟
نوشته شده در
1387/6/21توسط
|
نظر دهيد
/blog_content?>
دید کلی شیمی تجزیه نقش حیاتی را در توسعه علوم مختلف به عهده دارد، لذا ابداع فنون جدید تجزیه و بسط و تکامل روشهای تجزیه شیمیایی موجود ، آنقدر سریع و گسترده است که اندکی درنگ در تعقیب رویدادهای تازه سبب بوجود آمدن فاصلههای بسیار زیاد علمی خواهد شد. نقش این فنون در فعالیتهای تولیدی روز به روز گستردهتر و پردامنهتر میگردد. امروزه ، کنترل کیفیت محصولات صنعتی و غیر صنعتی ، جایگاه ویژهای دارد که اساس این کنترل کیفیت را تجزیههای شیمیایی انجام شده به کمک روشهای مختلف تجزیهای تشکیل میدهد. سیر تحولی و رشد اصولا توسعه و تغییر پایدار در فنون و روشهای تجزیه وجود دارد. طراحی دستگاه بهتر و فهم کامل مکانیسم فرآیندهای تجزیهای ، موجب بهبود پایدار حساسیت ، دقت و صحت روشهای تجزیهای میشوند. چنین تغییراتی به انجام تجزیههای اقتصادیتر کمک میکند که غالبا به حذف مراحل جداسازی وقت گیر ، منجر میشوند. باید توجه داشت که اگر چه روشهای جدید تیتراسیون مانند کریوسکوپی ، Pressuremetriz ، روشهای اکسیداسیون _ احیایی و استفاده از الکترود حساس فلوئورید ابداع شدهاند، هنوز از روشهای تجزیه وزنی و تجزیه جسمی (راسب کردن ، تیتراسیون و استخراج بوسیله حلال) برای آزمایشهای عادی استفاده میشود. به هر حال در چند دهه اخیر ، تکنیکهای سریعتر و دقیقترِی بوجود آمدهاند. در میان این روشها میتوان به اسپکتروسکوپی ماده قرمز ، ماورای بنفش و اشعه X اشاره کرد که از آنها برای تشخیص و تعیین مقدار یک عنصر فلزی با استفاده از خطوط طیفی جذبی یا نشری استفاده میگردد. سایر روشها عبارتند از: * کالریمتری (رنگ سنجی) که به توسط آن یک ماده در محلول بوسیله شدت رنگ آن تعیین میشود. * انواع کروماتوگرافی که به توسط آنها اجزای یک مخلوط گازی بوسیله آن از درون ستونی از مواد متخلل یا از روی لایههای نازک جامدات پودری تعیین میگردند. * تفکیکی محلولها در ستونهای تبادل یونی * آنالیز عنصر ردیاب رادیواکتیو. * ضمنا میکروسکوپی الکترونی و اپتیکی ، اسپکترومتری جرمی ، میکروآنالیز ، طیفسنجی رزونانس مغناطیسی هستهای (NMR) و رزونانس چهار قطبی هسته نیز در همین بخش طبقه بندی میشوند. خودکارسازی روشهای تجزیهای در برخی موارد با استفاده از رباتهای آزمایشگاهی ، اهمیت روزافزونی پیدا کرده است. چنین شیوهای ، انجام یکسری تجزیهها را با سرعت ، کارایی و دقت بهتر امکانپذیر میسازد.

نوشته شده در
1387/6/21توسط
|
نظر دهيد
/blog_content?>
به طور کلی در تعریف عطر میتوان گفت که عطر مجموعه ای از مواد خوشبو کننده بعلاوه یک حلال مناسب است اجزای اصلی یک عطر ا ۱- حلال یا حامل ۲- مواد تثبیت کننده ۳- عناصر خوشبو تشکیل میدهند .
رحاملهایاحلال ها: از حلالهای جدید و پرکار امروزی برای نگهداری مواد معطر مخلوط اتیل الکل بسیار خالص به همراه مقدار کم یا زیاد آب است . میزان آب بر طبق انحلال پذیری روغنهای مورد استفاده تعیین میشود . حلال مذکور بدلیل فراریت بالایی که دارد پخش بویی را که حمل میکند آسان میسازد و ضمن آنکه تاثیر سوئی هم بر پوست و همچنین واکنش خاصی با مواد حل شونده ندارد . اما قبل از هر چیز باید بوی الکل از بین برود که برای اینکار از مواد برطرف کننده بو یا پیش تثبیت کننده استفاده میشود از موادی که چنین کاری را انجام میدهند میتوان به صمغ بنزویین و یا دیگر تثبیت کننده های رزینی اشاره کرد که این مواد به الکل اضافه میشوند و بعد از مدت یک یا دو هفته الکل تقریبا بی بو بدست می آید ، بوی خام طبیعی آن با رزین خنثی میشود . تثبیت کننده ها : به طور کلی در یک محلول حاوی مواد معطر و فرار ، جزئی که فراریت بالاتری دارد اول تبخیر میشود ، و از آنجایی که مجموعه مواد مختلف ایجاد بوی معطر میکنند باید بر این اشکال غلبه کرد برای همین از یک تثبیت کننده استفاده میکنند ، ماده ایکه فراریت پایین تر از روغنهای عطری دارند و سرعت تبخیر اجزای تشکیل دهنده و معطر را کند و یکسان میکنند . از انواع تثبیت کننده ها میتوان به ۱- ترشحات حیوانی نظیر مشک و عنبر و … ۲- محصولات رزینی که بر اثر آسیب دیدگی و یا بطور طبیعی از گیاهان خاصی ترشح میشوند مانند:بنزویین و صمغ یا ترپنها ۳-روغنهای اسانسی که هم بوی خوش و هم نقطه جوش بالاتر از حد متعارف {۲۸۵-۲۹۰درجه سلسیوس}دارند مانند مرموک و صندل و ….۴-مواد تثبیت کننده سنتزی : برخی از استرهای نسبتا بی بو با نقطه جوش بالا مانند گیسریل دی استات نقطه جوش ۲۵۹درجه سلسیوس و اتیل فتالات با نقطه جوش ۲۹۵ درجه بنزیل بنزوات با نقطه جوش ۳۲۳ درجه سلسیوس و همچنین مواد که بوی خاصی دارند و پس از اضافه شدن به مجموعه مواد معطر بوی خود را منتقل میکنند مانند : آمیل بنزوات ، استوفنون، استرهای الکلی سینامیک ، استر های اسیدی سینامیک و….

نوشته شده در
1387/6/21توسط
|
نظر دهيد
/blog_content?>